تغذیه بهینه در هزار روز اول زندگی (از دوره جنینی تا دوسالگی) موضوع مهمی در مجامع علمی، دانشگاهی، سازمان های بین المللی و همینطور سازمان جهانی بهداشت است. گزارشات این سازمان آمارهای نگران کننده ای در زمینه سوء تغذیه از یک سو و افزایش وزن شیرخواران از سوی دیگر را نشان می دهد.
همانطور که مجامع علمی نیز تاکید می کنند، بر اساس توصیه سازمان جهانی بهداشت تغذیه انحصاری با شیر مادر بهترین تغذیه ممکن برای اوست. اما از حدود شش ماهگی غذای کمکی چالش مهمی پیشروی والدین و دست اندرکاران سلامت قرار می دهد. صرف نظر از بخش مایع غذا که همچنان شیرمادر است، هدف از غذای کمکی یا جامد این است که از مقدار کافی انرژی، پروتئین و تک تک ریز مغذی ها اطمینان حاصل شود. واقعیت این است که متاسفانه هنوز سوء تغذیه پروتئین انرژی در بسیاری مناطق جهان شایع است. کمبود بعضی ریز مغذی ها نظیر آهن، روی، ویتامین دی و ویتامین آ نیز به طور بسیار شایعی وجود دارد حال اینکه این کمبودها غالبا با نمودارهای رشد و پایش های معمول تشخیص داده نمی شوند. این مسأله لزوماً تحت تأثیر شرایط اجتماعی اقتصادی خانواده ها نیست و در همه سطوح مشاهده می گردد. علت از کمبود دانش مادران در زمینه غذای کمکی مناسب گرفته، تا کمبود وقت برای تهیه آنها، کمبود بعضی ریزمغذی ها در رژیم های غذایی معمول و تکنیک های نامناسب مادران در تغذیه شیرخوار. مشکل بزرگ و متاسفانه رو به افزایش دیگر جوامع کنونی این است که در کنار سوء تغذیه، فزونی کالری در رژیم غذایی شیرخوار ریسک بالای افزایش وزن، چاقی و دیابت را به دنبال دارد. بررسی های بسیار جدید علمی تاکید خاصی روی میزان “پروتئین” نیز دارند. بر خلاف تصور پیشین، پروتئین اضافه در دو سال اول زندگی باعث رسوب بیشتر چربی در بدن و افزایش وزن شیرخوار می شود.
موضوع غذای کمکی از جهات گوناگونی قابل بررسی است. در این نوشتار، تکنیک های تغذیه شیرخوار را مورد توجه قرار خواهیم داد.
تکنیک ها و روش های تغذیه شیرخواران می توانند همانند نوع غذا تأثیر عمیقی بر عادات غذایی در بزرگسالی داشته باشند. به عنوان مثال، هرگز نباید غذایی را به عنوان “پاداش” انجام کاری در نظر گرفت. تصور کنید که مادری خوردن سبزیجات را با ارائه بستنی پاداش دهد. هرچند شیرخوار یا نوپا وعده ای سالم خورده است ولی خوردن غذای سالم را به عنوان یک “اتفاق خاص” در نظر می گیرد نه به عنوان یک اتفاق روتین و عادی. از سوی دیگر، این روش غلط باعث تثبیت این نوع برداشت در شیرخوار یا کودک می شود که بستنی خوش مزه است ولی اسفناج خیر. نتیجه آن در دراز مدت این است که چنین غذاهایی هرگز “دوست” داشته نمی شوند بلکه تنها برای دریافت پاداش ممکن است مصرف شوند. بررسی ها نشان داده اند که این کودکان، وقتی در سنینی قرار می گیرند که خود می توانند غذای خود را انتخاب کنند به سراغ چنین غذاهایی نظیر اسفناج نخواهند رفت. در واقع توصیه های مجامع بین المللی به نفع رفتاری است که غذای سالم به عنوان غذای اصلی در نظر گرفته شود و پاداشی هم در پی نداشته باشد. به این ترتیب والدین “ذائقه” شیرخوار یا نوپا را “برنامه ریزی” می کنند.
چاقی یا اضافه وزن در کودکان یکی از مسائل بهداشتی مهم است که امروزه جوامع با آن مواجه هستند. یک باور غلط در میان والدین این است که “فرزند قوی، فرزند چاقی است”. این باور نادرست باعث اتخاذ روشهای ناسالم تغذیه میشود. یکی از تکنیکهای غلط که این مشکل را تشدید میکند، این است که بسیاری از والدین شیرخوار یا کودک را تشویق میکنند تا ظرف غذای خود را “تمام” کنند. این رفتار ممکن است از اصراف مواد غذایی جلوگیری کند، اما میتواند منجر به “زیادهخوری” شود. به عبارت دیگر، به جای اینکه شیرخوار یا کودک به احساس سیری خود اعتماد کند و دست از غذای اضافه بردارد، یاد میگیرد که به “ظرف غذا” توجه کند. توصیههای بینالمللی نشان میدهد که باید از بشقابهای مخصوص کودکان استفاده کرد و بشقاب کودک فقط به اندازه مناسب پر شود، نه بیشتر از نیاز. حتی بهتر است که به کودک اجازه داده شود تا (اگر قادر باشد) غذای خود را خودش در ظرف بکشد. در واقع، موردی که باید کنترل شود، اصرار والدین برای مصرف زیاد غذا است، نه زمانی که کودک سیر میشود.
یکی از مسائل مهم که باید در نظر گرفته شود، این است که بچهها اغلب مقاومت نشان میدهند وقتی که باید غذاهای جدید را امتحان کنند. اما والدین باید تلاش کنند تا با ارائه غذاهای متنوع، تمامی مواد غذایی مورد نیاز از جمله مواد مغذی را فراهم کنند. همچنین، آموزش و تربیت ذائقه برای تنوع در مصرف غذا نیز ضروری است. اما مقاومت کودکان ممکن است مانع از این آموزشها شود. یک روش مؤثر برای کاهش مقاومت، اقدام والدین به خوردن یا تقلید از همان غذاها و انتقال احساس شادی و لذت از مصرف آن به کودکان است تا ترس آنها از مصرف آن غذاها به شدت کاهش یابد.
نکته نهایی که نباید از نظر دور داشت این است که کودک ممکن است نسبت به هر غذای جدید حتی تا ده بار امتناع ورزد. حال اینکه مادر اغلب بعد از سه چهار بار مواجهه با امتناع شیرخوار دلسرد شده و اساساً از آن غذا صرف نظر می کنند. این یک اشتباه شایع مادران است که عملا باعث حذف بسیاری از مواد مغذی و کاهش تنوع غذایی می گردد. پس دانستن این نکته که شیرخوار ممکن است بارها غذایی را پس زند و در نهایت شکیبایی والدین نقش کلیدی در تغذیه سالم کودک خواهد داشت.
به طور خلاصه و چنانکه گفته شد، تغذیه شیرخواران و کودکان متضمن سلامت آنها در بزرگسالی است. به این ترتیب، با انتخاب درست مواد غذایی، مقدار مناسب، و در نهایت توجه به تکنیک های غذا دادن، می توان سلامت شیرخواران و کودکان را در سنین بالاتر تضمین نمود.
موضوع غذای کمکی از جنبههای مختلفی قابل بررسی است. بعد از شش ماهگی، صرف نظر از بخش مایع تغذیه شیرخوار (که همچنان شیر مادر به عنوان بهترین گزینه پیشنهاد میشود)، هدف از غذای کمکی این است که مقدار کافی انرژی و تمام مواد مغذی مثل پروتئین و ریزمغذیها را فراهم کند. با افزایش توان حرکتی شیرخوار و احتمال مواجهه با باکتریها، عفونتهای دستگاه گوارش در این سن به اوج خود خواهد رسید. در این مقاله، به سایر جنبههای مهم غذای کمکی مانند مقادیر مناسب تمام ریزمغذیها، منابع تأمین آنها و راهکارهای پیشگیری از عفونت در دستگاه گوارش پرداخته خواهد شد.