[sbu_post_image]
نسبت بخش بالايي به پاييني بدن را ميتوان با اندازهگيري فاصله بين سمفيز پوبيس تا کف پا (يعني بخش پاييني بدن) در يک فرد ايستاده در مقابل ديوار تعيين نمود.
ارزيابي نسبتهاي بخش بالايي به پاييني بدن در کودکاني که زير صدک سوم نمودار قد رشد ميکنند ميتواند در افتراق ديسپلازيهاي استخواني که سبب کوتاهي نامتناسب اندام ميشوند، از وضعيتهايي که به صورت اوليه ستون فقرات را درگير ميکنند (مانند اسکوليوز) کمککننده باشد.
اندازه گیری نسبت بخش بالایی بدن به بخش پایینی
مقدار بخش بالايي بدن با کم کردن مقدار بخش پاييني بدن از قد کودک محاسبه ميگردد. سپس نسبت براساس تقسيم مقدار بخش بالايي به مقدار بخش پاييني به دست ميآيد.
يک روش دقيقتر تعيين نسبت بخش بالايي به پاييني بدن با اندازهگيري بخش بالايي بدن (قد در وضعيت نشسته) وسپس مقدار قد نشسته از قد ايستاده بيمار کم مي شود تا مقدار بخش پاييني بدن به دست آيد. نسبتهاي بدن در طول کودکي تغيير ميکنند. ميانگين نسبت بخش بالايي به پاييني بدن در هنگام تولد 1/7 است و تا 10 سالگي با رشد پا، به 1 میرسد.
اندازهگيري فاصله دستها (arm span) نيز در ارزيابي نسبتهاي بدن اهميت دارد. فاصله دستها به معني فاصله بين نوک انگشتان مياني چپ و راست در وضعيتي است که کودک در مقابل ديوار تخت ايستاده و دستها را تا حد امکان ميکشد تا يک زاويه 90 درجه با پاها ايجاد شود.
در دختران و پسران، فاصله دستها قبل از بلوغ کمتر از قد است و از ميانه بلوغ بيشتر از قد ميشود. فاصله دستها به صورت ميانگين در مرد بزرگسال 3/5 سانتيمتر بيشتر از قد و در زن بزرگسال 2/1 سانتيمتر بيشتر از قد است. اسکوليوز و وضعيتهاي مرتبط ميتوانند منجر به کوتاه شدن رشد مهرهها و نامتناسب شدن فاصله دستها با قد گردند.
منبع: دکتر کریمی